از روز اول که اینجا رو بخاطر یه آهنگی که الان اصلا نه اسمش یادم میاد و نه خواننده ش ؛
گذاشتم راز های نگفته انگار این اسم روی مطالبش تاثیر گذاشت ...گاهی با خودم میگم اگه یه خواهر داشتم خیلی چیزا نمیکشیدم و انقدر روح و تنم زخمی نبود
ولی حالا که ندارم ...
خیلی از وقتا دلم برای خودم سوخته و اشک از چشم
هرچقدرم خوب باشی بازم بیشتر میخوان
آدما اینجورین ؛ هرچی ام مهربان و از خودگذشته و خوب باشی بازم براشون کمهعین یه تیکه چوب باید بسوزی و گرما ببخشی ... ولی وقتی تمام شدی و
خاکستر ازت بجا ماند با یه نسیم بر باد میری ...
آدما بیشتر میخوان .. همه چیز بیشتر میخوان ... هیچی براشون کافی نیست
خوبی هات هرچقدر